زیر درخت لیل نشسته ام…
«ليل معجزه ميكند، زيرش كه چند روز صبح زود بنشيني يادت ميرود…
حالا كه اين را مينويسم ميدانم كه ميوهي ليل چرا سرخ جگري است. براي همين هم مينويسم تا اگر كسي گرفتار رفتهاست، پيش از آنكه زخم به چرك بنشيند خودش را، پيش از طلوع يا غروب، به سايهي “ليل “ي برساند.
…
حالا من ديگر به صلح با جهان رسيدهام. همهي گوشه و كنار يادهام را، زشت و زيبا يا تلخ و شيرين با ليلهاي كوچك و بزرگ آراستهام. حالا در سه كنج اتاق نشيمني با آن همه مهمان يك درخت ليل زينتي هست. با همين ليل بود كه از گذشتهام گفتم. فرداش از تلفن صداي دور دريا را شنيدم. يك ساعتي فقط صداي دريا ميآمد. شبش ليل در اتاقم بود، خفته بر نيمتختي. يادم هست كه صبح كه بيدار شدم نبودش، اما دست و بازوم بوي صمغ ليل گرفتهبود. حالا گاهي روزها هم با يادم ميآيد. سنگين است با بار همهي آن رفتهها، قصهي همهي مسافراني كه پيش از طلوع و يا غروب زيرش نشستهاند. گاهي هم دست دور گردنم میاندازد. ترد است و میوة گسش سرخ جگری است. دیشب آمد و شاخکی را دور گردنم پيچاند و به قعر آبم كشاند. خفهام ميكند، ميدانم. با اين همه سبك شدهام. بخشيدهام، شما هم اگر بخواهيد ميتوانيد ببخشيدم. آدم زمين نيست كه بتواند بار اينهمه تلخي را به دوش بكشد.
حالا بار همهي تلخيهاي من زير يكي از آن ليلهاي كيش است. ديگر خودش ميداند. ميتواند بر هركس كه بخواهد سايه بياندازد، ساعتها به قصهي هر كس كه بخواهد گوش بدهد، يا حتي درخت زينتي خوابش بشود، سر بر بالينش به خواب رود.
ومن فكر ميكنم گاهي مي نويسيم تا فراموش كنيم كه در ماست، مثل همين ليل كه مربع نشستهبود و يادش نبود كه سيچهل ليلي هم جايي ديدهاست.»
«زیر درخت لیل- هوشنگ گلشیری»

نوشته شده توسط فرشاد در نوامبر 27, 2010 در 3:45 ب.ظ.
آدرس جديد پاك نويس
http://www.paknewis3.blogspot.com
نوشته شده توسط kamyar در ژانویه 2, 2011 در 12:44 ب.ظ.
salam
ghshng bood
in rooza matalebe ghashng jaei peyda nis
salamat bashi
bye
نوشته شده توسط سبزعلویان در ژانویه 18, 2011 در 10:18 ب.ظ.
دکتر! پس سهم عقیل چه می شود؟ از یارانه ها ؟
دكتر، چند ماه است كه فقط مي شنوم، خسته شده ام از شنيدن. مي داني دكتر، مي گويند همه اين حرفها علميست. مي گويند بر اساس سياست بين الملل ما شكست خورده ايم و سياست خارجي و داخلي تو باعث همه اين كمبودها بوده است. علم است ديگر، همه چيز امروز بر پاشنه علم مي چرخد، مگر نه؟….ادامه مطلب رابخوانید.
نوشته شده توسط کامیار در ژانویه 29, 2011 در 11:58 ق.ظ.
فساد قلمی رو از کجا آوردی؟!!
بمن می خواستم به اون سرشلوغیت نظر بدم. چرا لیل اومد؟
اینجا چرا اینجوریه؟
خروجی کدوم وره؟
بسمال..