گریه میکند*
پیراهنم گریه میکند
پیراهنم روی پیراهنات گریه میکند
تن پیراهنم روی تن پیراهنت گریه میکند
توی آغوش پارچهای گریه میکند
آستینهای پیراهن انگشت پیراهن ندارد تا
پاک کند چشمی که،
روی پیراهنی گریه میکند.
روی تن
روی پیراهن
روی چشم،
هر جایی که تو نباشی
این تن
پیراهن
چشم
گریه میکند
گریه میکند.
****
پستچی*
“پستچی دوبار در میزند”
مرگ یک بار
زودتر بیا
خلاصم کن
همه چیزم را به آدرس زندگی پست کردهام
جز خودم را که میخواستم
شخصا بدهم به دستت
و خلاص!
****
من میترسم!*
من میترسم
من از همهی کلمات نیامده
که بر سرم آوار میشود
میترسم
من از دیوانهای که هر روز
توی سلول هایم قدم می زند
و توی مغزم
با صدای بلند سوت می زند و می خندد و
آزادی را انتظار می کشد
میترسم.
من از خودم
از کودکی که هر روز در من
از ترس همبازیهایش خودش را خیس میکند
میترسم.
من از آن اتفاق توی چشمهایت
از آن حرف ناگفته
از تصویر یک دلقک غمگین در آینه
من از همه جملاتی که به فعل ختم میشوند و تو را ندارند
میترسم.
*(از شعرهای اخیرم)
توضیح اضافه: گذاشتن نام “برخی” از افراد و شخصیتها در بخش متفکرین در ابتدای امر به دلیل نبود گزینهی دیگر در سایت وردپرس برای جداسازی سایت این عزیزان از لیست وبلاگ های دوستان و سایر علاقمندیهایم بوده است. لذا با تذکر دوستان که در این زمینه از هوشمندی خاصی برخوردارند، بخش متفکرین را کلا حذف و با اصلاحاتی در سایت وردپرس نام تعدادی از عزیزان را به بخش شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و… انتقال دادهام. زیاده عرضی نیست!